از سری افکار من

خرید بک لینک
ییهو بودن خوبه ییهو بیای ییهو بری ییهو بگی ییهوبخونی ییهو بمونی ییهو خوب شی ییهو بد شی ییهو ییهو شی دیوونه ام خودتونید تجربه کنید بد نیست خلاصه که نبودم نبودم نبودم ییهو اومدم انقد نوشتم تو هفته ای که بودم خیلی چیزا پیش اومد از تماس با برادرش و مرور لحظه های عصبانیتش انتظار برای محک زدن حرفای فالگیر دوباره قضاوت های آدم ها شروع بچه بازی های یه آدم تماس با عامل دزدی عکسم و کمک خواستن ازش و کلی چلنج داشتن باهاش.... تا خواسگاریه یه دیوونه که کلی خندیدم حالا بنظرتون حلقمو طلا زرد بگیرم یا سفید؟؟آخه بهم حق انتخاب داده وای بنظرتون بهش بگم من یه پسر دارم که هی از سری افکار من...

ما را در سایت از سری افکار من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 16:25

مواد لازم

آب جوشیده به مقدار دلخواه

چای خشک یا نپتون به مقدار دلخواه

نبات به مقدار دلخواه

افزودنی های دیگر از جمله میوه های خشک،آبلیمو،حل،دارچین و... به مقدار دلخواه

زمان استفاده : قدیمیا وقتی درد داشتن اونم از نوع دلش ولی من خودم هروقت هوس کنم بهم میچسبه حتی

وسط گرما پس زمان استفاده جهته چبسیدن بهتون میذاریمش زمان دلخواه

نوووووووووووووووووووووووشششششششششش جووووووووونتوووووووووووووووووووووووووووووون

از سری افکار من...

ما را در سایت از سری افکار من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 16:25

خواب عجیب و راحتی بود شاید .... داشتم تو خواب وول میخوردم که یهو با صداش چشام مثه یه مرده که یهو زنده شه از هم وا شد صدای گوشیم با شماره یه دیوونه که ناخواسته جواب دادم مث همیشه اون حالت دستوری و تحکم تو صدا و سوااش بود و منم حتی تو خواب مث همیشه سرکشانه جواب دادم تا اینکه یهو پرسید چه خبر؟ من هنوز گیج خواب بودم چشم افتاد به پنجره انگار ساعاتای اول روز بود عصبی شدمو گفتم اول صبحی میخوای چه خبری باشه والا گفت چی؟ و دوباره با عصبانیت بیشتر درحالیکه چشای نیمه بازم به پنجره بود همون جواب رو دادم که با یه خنده بلند گفت کجایی که الان صبحه؟ یه لحظه مث برق گرفته ها از سری افکار من...

ما را در سایت از سری افکار من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 16:25

لطفا به هیچ عنوان از عنوان نترسید

اسن پیشد که این شعر گفته شد یادم نیس ولی خب وقتی چهار صبح با یه خول وضع تر از خودت بیدار باشیو از هر دری حرف بزنید همین دگ

شاید اون لحظه جای داعشیا بودیم وقتی بجه بودن

شایدم تصویر یکی مث داعش بود

خلاصه که باید بگم دیشب با دانش خود فهمیدیم داعشیا اینجوری شعر میگفتن

"دسمال من زیر درخت نارنجک گم شده

قرآن بلدی؟ نوچ نوچ

پس تو کافر هستی بوم...."

شب شعر داعشی

از سری افکار من...

ما را در سایت از سری افکار من دنبال می‌کنید

برچسب: شعر داعشی,شعر برای داعشی ها,شعر ضد داعشی,شعر درباره داعشی,شعر علیه داعشی ها, نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 16:25

ییهویی فهمیدن اینکه روز مهمیه واسه زهراجونم ییهویی ساعت هشت وسط طالقانی ییهویی book city دیدن کتاب 900 تا تک تومنیه دیوانه ی جبران خلیل جبران بعد از دیدن قیمت 30000 تومنی ییهویی مانتو خریدن ییهویی املت ییهویی آب زرشک اولین تاخیریه زهراجونم ییهویی دعواکردن با یه احمق امروز روزه ییهوییا بود عالییییییییییییییییی بود چون مث همیشه زهراجونم من کنارم بود ییهویی هوس دزیره کردن ساعت 3:21 دیقه خدایا شکرت ازین ییهویییا زیاد برسون خدایا پول زیاد برسون ییهوییا با خودمون از سری افکار من...

ما را در سایت از سری افکار من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 16:25

دل خوشی شده اسباب

دلزدگی شده آدما

عوض نزدیک شدن دورو دورو دورتر میشم

هنوز میدونم حواسش بهم هس هنوز نجاتم میده هنوز حرفای یواشکیمو گوش میده هنوز خوبه منه

اما من................

این روزا رفت وآمدا زیاد شده و هربار میفهم چقد فاصله دارن با.......

هرروز یکی میمیره برام هرروز که نه چن روز یه بار

بیخیال میگذره این روزا هم میگذره ولی خستم دیگه ازین جمله ازین گذشتنا ازین اومدنا

بسه دیگه کاش همه چی عمودی بشه

بازم شکرت......

از سری افکار من...

ما را در سایت از سری افکار من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 16:25

صفحه بندی